♥ نای نامهܓ✿ܓ✿
ღ نه اینکه دردی نیست . . . گلویی نمانده برای فریاد ღ

مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1390 توسط رها | 0 نظر

دوست دارم اشک چشمان تو باشم

تا در چشم هایت متولد شوم

روی گونه هایت زندگی کنم

و روی لبانت بمیرم


 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1390 توسط رها | 2 نظر
من و تو هستیم و بین مان فاصله

زودتر نمیگذرد این ثانیه های بی حوصله

همچنان باید بی قرار باشیم ، تا کی باید خیره به عکسهای هم باشیم!

بیش از این انتظار مرا می سوزاند، دلخوشی فرداست که تمام حسرتها و غمها را بر دلم می پوشاند

تو از انتظار خسته ای و من به انتظار آمدنت دست 

به دعا میشوم!

انگار عقربه های ساعت هم از انتظار خسته اند ، نشسته اند و حرکت نمی کنند

چرا نمیگذرد ، تا برسد آن روز

در خواب میبینم تو را ،ستاره ها که می آیند ، نمی دانم، می دانند حال من و تو را

روزها شبیه هم است ، امشب نیز مثل دیشب است ،

امروز خیره به ساعت بودم ، دیروز با ثانیه ها هماهنگ بودم

دیشب خواب دیدم سرم بر روی شانه هایت است ، امروز در فکر خواب دیشب بودم

به انتظارت مینشینم ، انتظار هم پایان نیابد ، میروم به سوی پایانش ، تا نزدیک شوم به تو ، در کنارت

خیره شوم به چشمانت تا بگویم

*خیلی دوستت دارم*

بالاخره بعد از دوازده روز انتظار فردا می بینمت عزیزم

می آیی تا با شهد شیرین حضورت، کویر تشنه انتظارم را سیراب گردانی


با این حساب احتمالا تا وقتی کنارم باشی دیگه احتیاجی به نوشتن و دلتنگی ها نباشه

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور ماه سال 1390 توسط رها | 0 نظر

تار جانم، گریه می خواهد

تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد

بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من

که بغض آشنای ابر گریه می خواهد

بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم

و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد

چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی

که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد

امشب واقعا دلتنگی عذابم می ده


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور ماه سال 1390 توسط رها | 1 نظر

گاهی اوقات فقط باید سکوت کرد و هیچ چیزی نگفت و در خفقان احساست سوخت و آتش گرفت

 و در نهایت فریاد داد نزد و آهسته آهسته نجوا کرد ایـن حقیقت را که

دوستت دارم

و گاه باید نبود و آهسته آهسته رفت 

گاهی اوقات باید شنید و آهسته آهسته گریست

 و گاهی اوقات باید جان سپرد به حقایـــــق هر چند تلخ هر چند نا مفهموم 

ولی باید پذیرفت این حقیقت مبهم را

 و گاه باید هزاران راه رفتن را نرفت و فقط دل به سکوت مرگ بار لحظه ها داد

 با صدای نم نم باران آرام گرفت ولی هر چند در آخر راه هم حتی اگر رسیدنی هم نباشد

 این حس خوب دوست داشتن را می توان با هم قسمت کــرد.

دوستت دارم


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور ماه سال 1390 توسط رها | 1 نظر

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست

گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست

من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی

این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست

   1      2      3      4      5      6    >>
درباره وبلاگ
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد

نی حریف هر که از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی که دید  
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

نی حدیث راه پرخون می کند
قصه های عشق مجنون می کند

      ♥تقدیم به همسر صبورم♥
آخرین مطالب
لوگوی وبلاگ
♥ نای نامهܓ✿ܓ✿
آرشیو مطالب
پیوند ها
امکانات جانبی
تعداد بازدیدکنندگان : 2137
فال حافظ
تعبیر خواب

♥ تقدیم به همسرم این اسوه صبر و فداکاری ♥
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی